3 راهی که از طریق انها می توانید به فرزند خود کمک کنید

دیسپراکسیا (کنش پریشی ) حرکتی چیست؟کاردرمانی چه کمکی میتواند بکند؟

دیسپراکسیا (کنش پریشی ) حرکتی که در زیر دسته اختلالات پردازش حسی طبقه بندی شده به عنوان شرایطی در نظر گرفته میشود که در ان فرد در تلاش برای تبدیل اطلاعات حسی به حرکات  فیزیکی دچار شکست می شود.

ممکن است شما اصطلاح "اختلال هماهنگی رشدی" را شنیده باشید. محققان هنوز درمورد این که آیا این اختلال می تواند به صورت متقابل با دیسپراکسیای حرکتی مرتبط باشد یا خیر تصمیمی نگرفته اند چرا که تمایز این دو نوع اختلال از یکدیگر بسیار دشوار است.

در چنین شرایطی در حالی که ممکن است یک کودک بداند که باید کفش های خود را بپوشد و بارها این کار را انجام داده باشد ، هر مرحله از این روند برایش به تلاش و تفکر زیادی نیاز دارد. این کودک با تمرین ، به مرور در پوشیدن کفش های خود بهتر می شود ، اما همیشه نسبت به همسالان خود کندتر خواهد بود.

از بسیاری جهات ، دیسپراکسیا می تواند مانند این باشد که ارتباط بین بدن و مغز قطع شده باشد.


کودکان مبتلا به دیسپراکسیا به طور آگاهانه می دانند که باید چه حرکاتی را انجام دهند ، اما تشخیص این که چگونه باید این حرکات را انجام می دهند برایشان دشوار است. همه چیز حتی پوشیدن جوراب و یا کفش برای اینگونه کودکان یکجور چالش فکری به حساب می اید.

آیا دیسپراکسیای حرکتی یک اختلال حسی است؟

ممکن است از خود سوال کنید که ایا دیسپراکسیای حرکتی یک نوع اختلال حسی است. خوب ، اگر شما دیسپراکسیا را در گوگل سرچ کنید، وب سایت ها و مقالات زیادی را پیدا خواهید کرد که هنگام بحث در مورد این اختلال مسایل حسی را نادیده گرفته اند. اما این بدان معنا نیست که اطلاعاتی که ارائه می دهند اشتباه است بلکه به نظر من این وب سایت ها و مقالات بخش مهمی از صورت مسئله را پاک کرده اند.

وقتی قرار است فعالیتی انجام دهیم - مثلاً پیراهنی را بپوشید به اطلاعات حسی متنوعی نیاز داریم مثلا باید پیراهن را حس کنیم ، پیراهن را ببینیم و بدانیم که با پیراهن قرار است کدام قسمت بدنمان را بپوشانیم. وقتی در حال انجام این کار هستیم ، مغز ما دائماً در حال پردازش اطلاعات حسی است تا کار را با موفقیت انجام دهیم.


اکثر ما ، تمام مراحل لازم برای پوشیدن پیراهن را فوراً و بدون حتی اندکی تفکر انجام می دهیم. مغز ما دائماً در حال پردازش و ترجمه اطلاعات حسی دریافتی است تا بتوانیم پیراهن خود را تنها در عرض چند ثانیه به تن کنیم. در واقع ما برای انجام این کار اصلا لازم نیست فکر کنیم.
حال تصور کنید که نیاز داشتید بر روی هر کدام از این مراحل تمرکز کنید. در چنین شرایطی رد کردن استین پیراهن از بازوها، پیدا کردن دکمه ها، بستن انها همه و همه برایمان به یک چالش بزرگ تبدیل می شدند.

3 راه برای کمک به کودکان مبتلا به دیسپراکسیای حرکتی

1 کارهای چند مرحله ای را محدود کنید

کودک مبتلا به دیسپراکسیای حرکتی در درک نحوه رفتن از مرحله  A به مرحله  Z مشکل دارد ، بنابراین  بهتر است فقط از آنها بخواهیم که از مرحله  A به B بروند. همان طور که کودک شما بزرگ تر می شود ، شما می توانید کارهایی با پیچیدگی بیشتر را با انها تمرین کنید ، اما سعی کنید تمام کارها را به صورت مرحله به مرحله  پیش ببرید و تا حد ممکن کارها را برایشان ساده تر کنید. برداشتن درپوش خمیردندان ، بیرون گذاشتن پیراهن مدرسه  از شب قبل، باز کردن درب قوطی های غذا  و خرید کفش های راحتی به جای کفش های بنددار می توانند استراتژی های خوبی باشند.
با انجام این کارها ، شانس فرزندتان برای موفقیت در کارها بیشتر خواهد شد. علاوه بر این ، با دادن فرصت های بیشتر به فرزندتان و موفقیت بیشتر او در کارها ، اعتماد به نفس از دست رفته اش کم کم به او بازخواهد گشت.



2 تکیه بر اطلاعات غیر حسی

از آنجا که مغز کودکان مبتلا به دیسپراکسیا قادر نیست اطلاعات حسی را به درستی با هم ادغام کند و انها را به حرکات مناسب تبدیل نماید ، ما باید به آنها کمک کنیم تا از منابع غیر حسی خود استفاده کنند تا موفق شوند.

با توجه به اینکه ما در دنیایی مملو از ورودی های حسی مختلف زندگی می کنیم این کار قطعا چالش افرین خواهد بود ، اما حداقل اعتماد به ورودی های حسی را محدود خواهد کرد

هنگامی که از فرزند خود انتظار انجام کاری را دارید ، سعی کنید محیط ، شرایط و عناصر مختلف را ثابت نگه دارید. به عنوان مثال ، همیشه پیراهن کودک خود را در یک مکان و در یک جهت قرار دهید ، در حالی که جلوی پیراهن همیشه رو به پایین است. این کار از انجام هر گونه اضافه کاری جلوگیری می کند ، و لذا  شرایط پیش بینی شده به آنها کمک می کند تا حرکاتی را که به مرور می اموزند انجام دهند.


3 از کارهای سنگین استفاده کنید

اگر کودک مبتلا به دیسپراکسیا به دلیل ناتوانی بدنی نمی تواند اطلاعات حسی را به طور صحیحی با هم ادغام کند و آنها را به حرکات مناسب تبدیل نماید ، بهتر است با استفاده از کارهای سنگین بدن او را قوی کرده و به او کمک کنیم تا بتواند این کارها را انجام دهد.

تفاوت بین تکیه دادن به مبل و فشار دادن یک جعبه سنگین روی زمین را تصور کنید. در اولی ، مغز و بدن شما در حالت آرامش و بررسی قرار دارد لکن  در حالت دوم ، مغز شما با اطلاعات ورودی از بازوها ، پاها و بدنتان در کلنجار خواهد بود. هنگامی که یک جعبه سنگین را هل می دهید ، مفاصل شما فشرده می شود ، عضلات منقبض می گردند و مغز شما مقدار زیادی از اطلاعات حسی را که نیاز به پردازش دارند ، دریافت خواهد کرد لذا همین تمرینات به کودک کمک می کند تا در پردازش حسی اطلاعات مهرت یابد.