تمرینات حسی:                                    
به طور کلی وقتی کلمه فارسی حس را در اینترنت جستجو میکنید،تعبیر عوام به آن است که بیشتر منظور لمس می باشد.انگار همین تعبیر عامیانه در مراجعه کنندگان و حتی کاردرمانگران هم در حال استفاده است.وقتی میخواهیم از تمرینات حسی سخن به میان بیاوریم،با این جمله مواجه میشویم:


من بچه را چند دوره ماساژبرده ام و هیچ جوابی هم نگرفته ام.


بی درنگ سوالی به ذهنم خطور میکند .ماساژ آیا تمرین حسی به حساب می آید؟به هر حالت ویلیام باینوم تعریفی البته نه کامل از حس بیان میدارد:
حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است.
در واقع حس به ۵ دسته تقسیم میشود که همگان با آنها آشنا هستند.بنابراین تمرین حسی باید جزئی از این دسته بندی قرار گیرد که حتما ماساژ هم جزئی از آن است.اما شاید پرداختن به اینکه فرکانس و شدت در به کارگیری هرکدام از این تحریکات در حصول نتیجه موثر است  یا نه خالی از لطف نباشد.اینکه این تحریکات چه تعداد و درچه زمانی انجام شوند میتواند تاثیرات آنها را معکوس یا بهتر کند.بنابراین تجویز تمرینات حسی بسیار کار دقیق و منطبق بر تجربه و تحقیقات است که باید قبل از شروع آنها از متخصص کاردرمانی علت تجویز و نحوه صحیح به کارگیری آنها را سوال نمود.

درحال حاضر متاسفانه شاهد روی آوردن طیف وسیعی از سایر متخصصان درگروه توانبخشی کودکان به استفاده و تجویز تمرینات حسی هستیم که همیشه این سوال را درذهن به وجود می آورد که مگر رشته تحصیلی آنها رویکرد های درمانی موثری برای نیازهای بیماران ندارند؟آیا پرداختن به حیطه تخصصی کاردرمانی و رویکردهای آن ها در واحدهای تحصیلی آنها در دانشگاه وارد شده است؟یا اینکه استفاده از تحریکات و رویکردهای حسی ازجانب متخصصین آن که کاردرمانگران هستند طرد شده است؟